میتوان گفت چین خوردگی فلپ از دلایل کاهش دید پس از لیزیک1 میباشد. در ۵۶٪ موارد در روز اول و ۹۵٪ طی هفته اول تشکیل میشود که RF های آن بدین صورت هستند: شستشوی زیاد زیر فلپ در طول لیزیک، نازک بودن فلپ، ناهمگونی بین فلپ و بستر استروما 2در اثر ابلیشن عمیق.
زودرس بودن تشخیص مواردی که روی VA اثر میگذارند مهم است، چرا که با طی شدن زمان از موفقیت درمان استریا کم میشود. اولین قدم در ارزیابی این نوع عوارض لیزیک، اندازه گیری BCVA (بهترین دید اصلاح شده) میباشد. چنانچه BCVA و دید سابجکتیو (درک شده توسط فرد) مریض عالی باشد، درمان اتفاق نمیافتد. پس از آن فولدها با اسلیت لامپ (میکروسکوپ معاینه چشم پزشکی)، با ایلومیناسیون مستقیم، تروایلومیناسیون و رنگ آمیزی فلوئورسین چک میگردد.
چینهای circumfrential (دایره ای) با میوپی (نزدیک بینی) بالایی همراه هستند که بهطور معمول در طی زمان این عوارض لیزیک از بین میروند. چینهای موازی و هم جهت که از hinge (لولا) سرچشمه میگیرند، نشان دهندهی slippage (سر خوردن) هستند و بایستی درمان فوری گردند. در تشخیص فولدها، توپوگرافی قرنیه کمکی نمیکند. معمولا فولدها به ۲ دسته میکرواستریا و ماکرواستریا تقسیم میشوند، با این وجود overlap (هم پوشانی) قابل توجهی ما بین آنها وجود دارد.
ماکرواستریا
ماکرواستریا از چین خوردگی فلپ، فولدهای تمام ضخامت دارای موجی هستند که بهدلیل malposition (جابجا شدن) فلپ به شکل اولیه یا بعد از postoperative slippage (سر خوردن فلپ بعد از عمل) فلپ، تشکیل میشوند. پس از reposition کردن فلپ (جا اندازی فلپ)، وجود استریا بایستی با ایلومیناسیون coaxial (نور دهی هم محور) و اوبلیک (مایل) با دقت بررسی گردد.
امکان دارد زمانی که پس از برداشتن اسپکولوم در پایان عمل، چشمهای خود را با فشار میبندد، ماکرواستریا یا چین خوردگی فلپ اتفاق بیفتد و بایستی به بیمار پیش از آن به هشدار داده شود. در early postoperative (زمان کوتاه بعد از عمل) ، چک کردن فلپ مهم میباشد. معمولا تا ۲۴ ساعت یک شیلد پلاستیکی گذاشته میشود تا بیمار به صورت غیر همدی به چشمها دست نزند.

بهوجود آمدن فلپ ۱/۲ درصد میباشد. در چنین حالتی در عوارض لیزیک در معاینه یک gutter پهنتر در طرفی که فولدها برجستهتر هستند مشاهده میشوند. پس از اینکه slippage فلپ3 تشخیص داده شد، بایستی flap به جای اولیه خود برگردد. چرا که فولدها با سرعت فیکس میشوند. فلپ، در زیر میکروسکوپ اتاق عمل و یا در پشت اسلیت بلند میشود، شستشوی فراوان با BSS 4در حدفاصل فلپ انجام میگیرد و فلپ چندین بار عمود بر فولدها ماساژ داده میشود تا استریا از بین برود.
در صورتی که از سالین هیپوتونیک (سرم هیپوتونیک) و یا آب مقطر استریل برای شستشوی زیر فلپ استفاده گردد، ابتدا فلپ متورم شده و استریا از بین میرود. اما متورم بودن فلپ موجب کم شدن دیامتر (قطر) فل نیز میشود و در نتیجه gutter ( لکه هایی از اسیب اپیتلیوم ) پهنتر میشود، علاوه بر این مدت زمان دهیدراتاسیون اندوتلیال بیشتر شده و چسبیدن فلپ به تعویق میافتد و در نهایت بعد از خشک شدن فلپ، وضعیت وخیم تر میشود.
چنانچه در عوارض لیزیک ماکرواستریا بیش از ۲۴ ساعت باقی بماند، هایپرپلازی راکتیو اپی تلیال در راس چینها اتفاق میافتد و آنها را در محل ثابت میکند. در این گونه موارد افزون بر برگرداندن فلپ میتوان ۶mm مرکزی فلپ روی ماکرواستریا را داپی تلیالیزه کرد تا چینها صاف گردند. پس از آن یک TCL تا ری اپی تلیالیزاسیون کامل گذاشته شود.
میتوان گفت در عوارض لیزیک ماکرواستریای مقاوم میتوان از سوچورهای (بخیه) محکم ۳۶۰ درجه به شکل ممتد و آنتی ترکه یا سوچورهای مجزا با نایلون ۰-۱۰ استفاده کرد که تا چند هفته باقی میمانند. اما امکان دارد که پس از برداشته شدن سوچورها، آستیگمات غیرمنظم هنوز باقی بماند.
میکرواستریا
میتوان گفت این عوارض لیزیک از چین خوردگی فلپ، نامنظمیهای ظریف مو مانند هستند که بهتر از همه با red reflex ،retroillumination و یا با کمک نور off axis (نور خارج از محور) نسبت به آیریس دیده میشوند. میکرواستریاها (چروکهای ریز) چینهای بسیار ظریفی هستند که در لایه بومن5 هستند و این موقعیت قدامی آنها می تواند موجب کم شدن BCVA در بعضی از چشمها شود. معمولا این نامنظمیهای خفیف در نقشههای توپوگرافیک کامپیوتری نشان داده نمیشوند. علاوه بر این به هم ریختگی کنتور سطحی توانایی این را دارد که به نامنظمی تصاویر placido disc 6منجر شود.
میتوان گفت در عوارض لیزیک استفاده از فلورسئین7 در میکرواستریا امکان دارد موجب negative staining (عدم رنگ گرفتگی) شود که در طول چین و چروکها موجب از بین رفتن فلورسئین روی آنها میشود. چنانچه میکرواستریا از نظر دید قابل توجه باشد، فلپ را میتوان با کمی Tension (تنش) سوچور کرد. اما امکان دارد مثل ماکرواستریا امکان دارد آستیگمات غیرمنظم تشکیل گردد. این تکنیک جایگزین درمان PRK است: با کمک گرفتن از پالسهای یک لیزر پهن با بیشترین قطر ۶/۵ میلی متر اول اپی تلیوم با حدود ۲۰۰ پالی برداشته میشود، چرا که اپی تلیوم به عنوان یک عامل masking عمل میکند و استریای برجسته پیش از درهها ( valleys ) expose میشوند.
در عوارض لیزیک پس از ابلیشن ترانس اپی تلیال، پالسهای دیگری اعمال میشود (تا حداکثر ۱۰۰ پالس) و برای هر ۱۰-۵ پالس، اشک مصنوعی با ویسکوزیته 8متوسط روی قرنیه ریخته میشود. با این تکنیک haze تشکیل نمیشود و شیفت متوسط هایپروپی (دور بینی) به دلیل کمترین بافت برداشته شده، از ۱D کمتر میباشد.
جابه جایی تروماتیک فلپ
این عوارض لیزیک میتوان گفت در ۱/۴ درصد چشم ها اتفاق میافتد. جابه جایی فلپ لیزیک در روز اول پس از عمل شایع نمیباشد، چرا که خشک شدن و چسبیدن فلپ به کونژ تا تارسال برای جابه جا کردن آن کافی میباشد. ولی پس از روز اول، ری اپی تلیالیزاسیون (پوشیده شدن توسط اپیتلیوم) gutter شروع شده و فلپ stable (پایدار) میگردد. در طول چند هفته کراتوسیتها (سلول قرنیه) شروع به تولید کلاژن جدید در لبههای بریده شده بومن میکنند، تا نهایتا یک اسکار (جای زخم) ظریف در لبه فلپ تشکیل میشود.
در طول چندین سال، دست کم healing (ترمیم) در Interface (سطح تماس) استرومال اتفاق میافتد و میتواند فلپ را برای ReTx بلند کند. جابهجا شدن فلپ با تروما سال ها پس از لیزیک گزارش شده است. در صورتی که جابه جایی، نیروی shearing (نیروی پاره کننده) از قدرت ترمیم بومن پریفرال بیشتر باشد اتفاق میافتد. جابه جا شدن فلپ به درمان فوری نیاز دارد و بایستی اطمينان حاصل کنیم که هیچ اپی تلیومی زیر فلپ نباشد چون وجود اپی تلیوم زیر فلپ شانس epithelial ingrowth را زیاد میکند.
عوارض LASIK Interface
Diffuse Lamellar Keratitis (DLK)
تاثیر آن میتواند از یک haze (کدورت) بی علامت در نزدیکی لبههای فلپ تا haze شدید در وسط فلپ با BCVA کم شده، متغیر باشد. میتوان گفت یک پاسخ التهابی استریل غیر اختصاصی به تروما (ضربه) توکسیک و مکانیکال میباشد. فاصله زیر فلپ یک فضای بالقوه میباشد که در نتیجه هر گونه التهابی در استرومای قدامی، در آن WBC (سلول سفید خون) جمع میشوند. میتوان گفت DLK به همراه ED (عمق گسترش یافته) که ناشی از لیزیک اولیه و یا ReTx و یا حتی ماهها و یا سالها پس از لیزیک به همراه یک Abrasion قرنیه و یا کراتیت عفونی (عفونت قرنیه) گزارش شده است و شیوع آن در فلپ های با فمتوسکند بالاتر وجود دارد.
سایر فاکتورهای مستعد کننده از این قبیل هستند: FB روی سطح میکروکراتوم9 و یا موتور، ترشحاتی که در غدد میبومین گیر افتاده است، بتادین، جوهر مارک زدن، موادی در طول ابلیشن لیزر تولید میشوند آلودگی sterilizer ها با اندوتوکسین -gr ها (آلودگی تمیز کننده ها) و RBC درinterface.

می توان گفت التهاب معمولا با استروئید تاپیکال (موضعی) فقط و بدون سکل بهتر می شود، اما موارد شدید امکان دارد موجب اسکار شدن و یا meting فلپ شوند.
Tx : stage 1 , stage 2 معمولا به استروئید تاپیکال فرکوئنت (پرتکرار) پاسخ می دهند.
stage 3 , stage 4 معمولا به بلند کردن فلپ و شستشو و پس از آن درمان استروئید تاپیکال intense هستند.
در مواردی که شدید هستند، درمان استروئید سیستمیک کمک می کند.
اغلب جراحان در stage 3 از استروئید تاپیکال و سیستمیک به جای و یا بهمراه بلند کردن فلپ بهره برداری می شود.
بایستی جراح در موارد مشکوک به DLK ، ترشولد پایینی را برای بلند کردن فلپ و شستشوی زیر آن را در نظر داشته باشد. می توان گفت که این کار اجازه خارج شدن مدیاتور های التهابی از interface را می دهد و با مستقیم قرار گرفتن استروئید و NSAID در زیر فلپ، به ساپرس کردن التهاب (خاموش کردن التهاب) و نکروز کلاژن (مرگ کلاژن) کمک می کند.
چنانچه کمترین شکی به التهاب ناشی از عفونت وجود دارد، نمونه گیری جهت کشت و بلند کردن فلپ ملزوم می باشد. می توان گفت همزمان ABx (انتی بیوتیک) تاپیکال را نیز روی فاصله ما بین فلپ ریخت. در مواردی که شک به DLK که در مدت ۷ تا ۱۰ روز پاسخ نمی دهند، بایستی به سایر تشخیص ها مانند کراتیت عفونی و یا PISK ( pressure induced stromal keratitis ) مشکوک بود که این موارد به قطع شدن استروئید10 نیاز دارد.
کراتیت عفونی
می توان گفت از التهاب استریل interface ،افتراق آن اهمیت بیشتری دارد. چرا که بیماران پس از انجام LASIK اغلب discomfort و کم شدن حس قرنیه را تجربه می کنند ، درد علامت قابل اعتمادی برای تشخیص دادن عفونت نمی باشد.
می توان گفت عفونت پس از لیزیک معمولا بهمراه قرمزی، فوتوفوبی (ترس از نور) و کم شدن دید است. سایر موارد افتراق دهنده عبارتند از:
- به طور تیپیک، DLK در طی مدت ۲۴ ساعت پس از عمل قابل دیدن است، اما عفونت طی ۲ تا ۳ روز پس از عمل مشخص می گردد.
- به طور تیپیک، DLK از پریفری فلپ شروع اما عفونت ممکن است هر جایی زیر فلپ باشد.
- یک گرادیان التهاب در DLK ، وجود دارد: در پریفر (اطراف) شدید تر است و به سمت مرکز کم می شود.
- در DLK ، التهاب به شکل دیفیوز پخش شده اما در عفونت به شکل لوکالیزه اطراف محل عفونت است.
- التهاب در DLK ، محدود به interface می باشد و از لبه های فلپ خارج نمی گردد. اما در عفونت ، التهاب به بالا و پایین interface و به خارج از لبه های فلپ گسترش دارد.
- در عفونت AC reaction وجود دارد.
- melting (ذوب شدن) فلپ در هر دو توانایی رخ دادن دارد.

می توان گفت عفونت می تواند موجب melting فلپ شود، آستیگمات غیرمنظم و اسکار قرنیه و در نهایت پیوند قرنیه گردد. فلپ بایستی در شک به عفونت، بلند شود، کشت از interface تهیه گردد و با کمک ABx شستشو گردد معوملا شایع ترین دلایل عفونی، ارگانیسم های گرم مثبت و بعد از آن مایکوباکتری های آتیپیک11 هستند، که تشخیص دادن آنها با رنگ آمیزی کردن اسید فاست12 و فلوروکروم13 انجام می گیرد و نه با انتظار کشیدن برای پاسخ کشت.
معمولا عفونت هایی که در طول ۱۰ روز ابتدایی اتفاق می افتند، بطور عمده باکتریال و شایع تر از همه +gr ها هستند.
چنانچه عفونت به درمان پاسخی ندهد، بایستی کشت مجددا تکرار شود و آمپوتاسیون فلپ (کندن فلپ) لازم است تا نفوذ ABx افزایش یابد. می توان گفت نسل چهارم فلوروکینولون ها،14 گاتی فلوکساسین15 و موکسی فلوکساسین16، روی بیشتر باکتری های عامل عفونت پس از لیزیک و برخی از مایکوباکتری های آتیپیک اثر عالی دارند، اما مونوتراپی با آنها کافی نیست. ممکن است عفونت فلپ لیزیک پس از یک recurrent erosion تشکیل گردد.
Pressure – induced stromal keratopathy
می توان گفت یک اپاسیته interface و استرومال دیفیوز می باشد که بهمراه زیاد شدن IOP (فشار داخل چشم) اتفاق می افتد. امکان دارد با DLK اشتباه گرفته شود و بعضی اوقات در رابطه با cleft های (شکاف) مایع قابل دیدن در interface می باشد.

این haze ، از زیاد شدن فشار به دلیل مصرف طولانی مدت کورتیکواستروئید اتفاق می افتد و معمولا پس از ۱۰ روز تا ۲ هفته تشکیل می شود. بین DLK و PISK تفاوت اصلی این است که زمان رخ دادن DLK زودتر است و IOP در آن بالاتر نیست. بایستی در موارد مشکوک IOP ، هم در مرکز و هم در پریفر ترجیحا با پنوموتونومتر (سنجش فشار چشم با فشار هوا) یا تونوپن (قلم فشارسنج) و یا DCT بررسی گردد، چرا امکان دارد که فشار های applanation (روش تخت سازی برای سنجش فشار چشم) در ناحیه سنترال به دلسل جمع شدن مایع در PISK به شکلی کاذب پایین تر گرفته شوند.
می توان گفت استفاده کردن از High resolution anterior segment OCT17 برای تشخیص دادن PISK کمک کننده باشد. با قطع کردن سریع استروئید و شروع کردن دارو های آنتی گلوکوم (اب سیاه)، درمان صورت می گیرد. در موارد تاخیر تشخیص، چندین مورد صدمه گلوکوماتوز (اسیب ناشی از اب سیاه) ، گزارش شده است.
Epithelial ingrowth
می توانگفت در کمتر از ۳ درصد چشم ها اتفاق می افتد. در پریفری Interface ، Nest های سلول های اپی تلیال ایزوله ، روی دید تاثیری ندارند و نیاز به درمان نیز ندارند اما در مواردی که اپی تلیوم به طرف محور بینایی رشد می کند، آستیگمات غیرمنظم ( که در توپوگرافی یا توموگرافی تشخیص داده شده است ) تشکیل داده و یا موحب ذوب شدت فلپ روی آن می شود، بایستی فلپ را بلند کنیم و اپی تلیوم را هم از پشت فلپ و هم استرومال bed (بستر استروما) تراشیده و مجددا فلپ را در محل قرار دهیم.

برخی از جراحان نیز اپی تلیوم پریفر قرنیه را بر می دارند، تا پیش از رسیدن اپی تلیوم به لبه فلپ، interface بطور کامل در محل برخورد بچسبد. تکنیک های بیشتر درمان می تواند شامل، سوچور کردن فلپ و یا استفاده از فیبرین glue18 در لبه های فلپ می باشد.
اغلب جراحان سطح زیربن فلپ را بوسیله الکل مطلق برای هرگونه باقی مانده اپی تلیوم درمان میکنند. لیزر Nd : YAG نیز در درمان epithelial ingrowth (نفوذ اپیتلیوم به داخل قرنیه) زودرس استفاده شده است.
زیاد شدن بردز Epithelial ingrowth در موارد ذیل دیده می شود :
- بیمارانی که در حین انجام لیزیک دچار ED می شوند.
- در ReTx (درمان مجدد) در صورت بلند کردن فلپ پیشین
- در صورت جدا شدن تروماتیک فلپ

در این چنین مواردی بایستی بسیار دقت شود تا حین repositioning فلپ، هیچ اپی تلیومی در زیر آن گیر نیفتاده باشد. گذاشتن TCL نیز انسیدانس (شیوع) این عوارض لیزیک را در بیماران Highe risk را کم می کند.
دبری در interface
در حالتی که دبریها (ضایعات بافتی) تشکیل التهاب جسم خارجی کنند، بایستی فلپدبلند شره و شستشو شود. می توان گفت مقدار کمی پرز ، ذرات فلزی که ناشی از وسایل حراحی استیل ضد زنگ معمولا به خوبی تحمل می شوند. مقادیر کم خون که از عروق پریفرال به داخل interface وارد شده است، معمولا به خوبی تحمل می شوند و خود به خود بهتر می شوند، اما مقادیر زیاد خون می تواند موجب التهاب شود و بایستی در همان زمان لیزیک به خوبی شستشو شود.

استفاده کردن از وازوکانستریکتور های تاپیکال (تنگ کننده ها عروقی موضعی) مانند اپی نفرین برای تسهیل کواگولاسیون (انعقاد) در زمانی که فلپ replace می شود، موجب کم شدن این مشکل می شود. اما مصرف اپی نفرین پیش از ابلیشن موجب دیلاتاسیون پوپیل (گشاد شدن مردمک) ، مشکل در فیکساسیون (ثابت کردن) و دسنتراسیون می شود.
Complications Related to Femtosecond Laser–
Assisted
LASIK Flaps
Opaque Bubble Layer ( OBL ) and gas Breakthrough
تولید OBL ، یکی از شایع ترین عوارض interastromal photodisruption (تخریب داخل استروما با نور) می باشد. می توان گفت این لایه به دلیل تخریب بافتی ناشی از لیزر فمتوسکند اتفاق افتاده است و از آب و دی اکسید کربن تشکیل شده است. به شکل معناداری، سیستم های Tracking (ردیابی حرکات چشم حین عمل)، می توانند با OBL مختل شوند. کمی زمان دادن و ماساژ مکانیکال می تواند موجب ناپدید شدن OBL شود. با سرعت بالاتر تکرار پالس، نسل های جدید تر لیزر های فمتوسکند، OBL کمتری تولید می کنند.
می توان گفت تولید این گاز از اختلال اپی تلیوم و سوراخ کردن آن یک عوارض لیزیک نادر ولی جدی می باشد و وجود اسکار قرنیه، کنترااندیکاسیون (معیار عدم اقدام) فمتوسکند فلپ می باشد. همانند Bubble hole ، این عوارض لیزیک نیز مدیریت می شود (فلپ نبایستی برداشته شود) که در طول آن بایستی اجازه بهتر شدن سوراخ خروج گاز و پایداری آن داده شود. دست کم به مدت ۳ ماه بایستی صبر کرد و سپس از آن سراغ تکنیک های ابلیشن سطحی رفت.

در مواردی نایاب، گازی که از حفرات پلاسما آزاد می شوند، می توانند به داخل اتاق قدامی مهاجرت کرده و سیستم های ردیابی ( Tracking ) چشم را با اختلال مواجه کند. در چنین حالتی، جراح توانایی این را دارد که چند ساعت برای از بین رفتن این حباب ها صبر کند. همچنین استفاده کردن از قطره میدریاتیک اجازه می دهد مردمک گشاد شده و از اطراف حباب لیزر قابل رویت باشد.
حساسیت به نور گذرا
در طول چند هفته تا چندین ماه پس از لیزیک با فمتوسکند، برخی بیماران به طور ناگهانی، درد و فوتوفوبی و حساسیت به نور را تجربه می کنند، این در حالی است که چشم آرام و سفید است و UVDA عالی می باشد. قرنیه و فلپ طبیعی هستند. به نظر می رسد که نوعی شروع ناگهانی التهاب اکولار (چشمی) و یا dry eye (خشکی چشم) به روشی با فمتوسکند در ارتباط باشند. درمان با کمک قطره کوتیکواستروئید فراوان و نیز قطره سیکلوسپورین19 می باشد که با توجه به وضعیت بالینی نظم دهی می شود. معمولا تمامی موارد به درمان جواب می دهند و در طول چند هفته تا چند ماه بتر می شوند.
Rainbow glare (هاله رنگین کمانی)
از عوارض لیزیک اپتیکال جدید ناشی از درمان با فمتوسکند است که به صورت باند هدی رنگی اطراف نورهای سفید در شب تظاهر می کند.
علل مطرح شده برای این عوارض لیزیک عبارتند از:
- Higher raster energy leves
- increased length of time between service calls for the laster as well as the laser model and setting
می توان گفت گزارشی مبنی بر یک مورد بهبود این عوارض لیزیک با درمان سمت استرومال فلپ، با وجود اینکه این عوارض لیزیک با طی شدن زمان تمایل به بهتر شدن دارد.
- جراحی چشم LASIK شناختهشدهترین و رایجترین جراحی انکساری لیزر برای اصلاح مشکلات بینایی است. عمل لیزیک (LASIK) میتواند جایگزینی مناسب برای عینک و یا لنز تماسی باشد. ↩︎
- استروما بخشی از بافت یا عضوی از اندام است که نقش ساختاری و یا پیوندی دارد. استروما از تمام بخشهای عضو که وظایف و عملکرد خاصی ندارند تشکیل شده است. مانند بافت پیوندی، رگهای خونی، مجاری و غیره. ↩︎
- فلاپ LASIK یک “فلاپ” نازک و دایرهای از بافت قرنیه است که در طول عمل جراحی چشم LASIK با کمک لیزر در استروما ایجاد میشود. انجام این عمل یک روش انکساری رایج بوده که برای اصلاح مشکلات بینایی مانند نزدیکبینی، دوربینی و آستیگماتیسم طراحی شده است. ↩︎
- شستشوی فراوان با BSS (محلول نمکی بالانس شده) معمولاً در طول جراحیهای چشمی یا برای شستشوی چشم در موارد خاص مورداستفاده قرار میگیرد. این محلول به دلیل ترکیبات خاصی که دارد، به حفظ تعادل الکترولیتها و pH در چشم کمک میکند و به همین دلیل برای شستشو و حفظ سلامت بافتهای چشمی بسیار مناسب است. ↩︎
- لایه بومن (غشا بومانز، پهنک قدامی، پهنک الاستیک قدامی) یکلایه صاف، سلولی و بدون تکثیر است که بین اپیتلیوم سطحی و استروما در قرنیه چشم قرار گرفته است. این غشا از فیبریلهای کلاژن با جهتگیری تصادفی و قوی تشکیل شده است که در آن سطح قدامی صاف با غشا پایه اپیتلیوم مواجه میشود و سطح پشتی (خلفی) با تیغههای کلاژن استرومای قرنیه ادغام میشود. ↩︎
- Placido یک ابزار چشمپزشکی است که برای ارزیابی شکل سطح قدامی قرنیه استفاده از آن استفاده میشود. مجموعهای از حلقههای متحدالمرکز بر روی قرنیه پخش میشوند و بازتاب آنها توسط معاینهکننده از طریق یک سوراخ کوچک در مرکز دیسک مشاهده میشود. ↩︎
- فلورسئین (Fluorescein) یک رنگدانه نوری است که در زمینه پزشکی و علوم زیستی به طور گستردهای مورداستفاده قرار میگیرد، بهخصوص در زمینه چشمپزشکی. این رنگدانه معمولاً بهصورت یک محلول در دسترس هستند و بهعنوان یک ابزار تشخیصی برای ارزیابی وضعیت قرنیه و کیفیت اشکها مورداستفاده قرار میگیرد. ↩︎
- ویسکوزیته در بافتهای بیولوژیکی، از جمله مایعات داخل چشم، به معنای مقاومت مایع در برابر جریان و تغییر شکل است. در مورد چشم، ویسکوزیته مرتبط با مایعاتی مانند زجاجیه (Vitreous humor) و آب زلال (Aqueous humor) است. این دو مایع نقشهای مهمی در عملکرد و سلامت چشم دارند. ↩︎
- میکروکراتوم یک ابزار جراحی دقیق با یکتیغه نوسانی است که برای ایجاد فلپ قرنیه در جراحی لیزیک یا ALK طراحی شده است. ضخامت قرنیه طبیعی حدود 500 تا 600 میکرومتر متغیر است. میکروکراتوم در عمل لیزیک، یک فلپ به ضخامت 83 تا 200 میکرومتر ایجاد میکند. ↩︎
- استروئید (Steroid) نوعی لیپید یا چربی است که دارای یک حلقهکربنی سیکلوپنتان و سه حلقه کربنی سیکلوهگزان و کورتون ها است. ↩︎
- عفونتهای چشمی مایکوباکتری های آتیپیک باعث ایجاد عفونتهای دور چشمی، آدنکس، سطح چشم و داخل چشم میشوند و اغلب نسبت به درمان دارویی مقاومت نمیکنند. این نوع باکتری در دهههای گذشته فراگیر شده است. ↩︎
- اسید فاست یک آزمایش است که تعیین میکند آیا نمونهای از بافت، خون و یا دیگر مواد بدن به باکتری عامل سل و سایر موارد مشکوک آلوده شده است یا خیر. ↩︎
- فلوروکرومها ترکیباتی هستند که به دلیل خاصیت فلورسانسی خود شناخته شدهاند و در زمینههای مختلفی از جمله پزشکی و بیولوژی مورداستفاده قرار میگیرند. در مورد چشم، یکی از کاربردهای مهم فلوروکرومها در تشخیص مشکلات چشمی و بررسی ساختارهای داخلی چشم است. ↩︎
- فلوروکینولونها بهعنوان عامل ضدباکتریایی بهصورت گسترده در درمان عفونتهای چشمی مورداستفاده قرار میگیرند و از راههای تجویز موضعی، داخل زجاجیهای و سیستمیک از آنها استفاده میشود. ↩︎
- محلول چشمی گاتیفلوکساسین برای درمان کنژونکتیویت باکتریایی (پینکی؛ عفونت غشایی که خارج از کره چشم و داخل پلکها را میپوشاند)در بزرگسالان و کودکان ۱ سال و بالاتر استفاده میشود. ↩︎
- موکسیفلوکساسین، یک آنتیبیوتیک موضعی است که برای درمان عفونتهای باکتریایی چشم به کار میرود. معمولاً بهصورت قطرههای چشمی تجویز میشود و به جلوگیری و درمان عفونتهای باکتریایی در ملتحمه (قرنیه) و سایر قسمتهای چشم کمک میکند. ↩︎
- High Resolution Anterior Segment OCT یک تکنیک تصویربرداری غیرتهاجمی است که به بررسی بخش قدامی چشم، شامل قرنیه، اتاق قدامی، لنز و زجاجیه میپردازد. این تکنیک به کمک نور مادونقرمز، تصاویر دقیقی از ساختارها و بافتهای این ناحیه ایجاد میکند. ↩︎
- فیبرین گلو (Fibrin Glue) در زمینه جراحیهای چشمی بهعنوان یک ابزار مفید برای ترمیم بافتها و متوقف کردن خونریزی مورداستفاده قرار میگیرد. ↩︎
- در زمینه بیماریهای چشمی، سیکلوسپورین در مدیریت بیماریهایی که به التهاب و مشکلات خودایمنی مربوط هستند، مورداستفاده قرار میگیرد. ↩︎
